این استدلال که “ما خودمون عیبهایی داریم، پس نباید به دیگران تذکر بدیم” میتواند باعث بیتفاوتی و یک نوع توجیه برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت دینی و اجتماعی باشد. برای پاسخ به این توجیه، میتوانیم از چند زاویه مختلف وارد شویم تا این افراد را متوجه اهمیت تذکر دادن و مسئولیتپذیری کنیم:
پاسخ شماره ۱- ( تفاوت است بین عیبهای شخصی و وظایف اجتماعی)
عیبهای شخصی ما (مثل غیبت، دروغ، یا دیگر گناهان) به این معنی نیست که ما نباید نسبت به مسائل اجتماعی و دینی مسئولیتپذیر باشیم. تذکر دادن به دیگران در مورد حجاب یا هر مسئلهی دینی دیگر، یک وظیفهی اجتماعی و دینی اسست که از طرف خداوند به ما محول شده است. این وظیفهی ماست که هم خودمان را اصلاح کنیم و هم در حد توان به دیگران کمک کنیم تا به راه درست هدایت بشوند.
اگر قرار بود فقط کسی که معصوم و بی گناه است. بتواند امر به معروف و نهی از منکر کند که فقط معصومین اجازه این کار را داشتند؛ به همین دلیل است که خداوند حکیم امربه معروف و نهی از منکر را از فروع دین و از واجبات مسلم برای هر مسلمانی قرار داده است. اگر هر کسی فکر کند که چون خودش هم عیبهایی دارد پس امربه معروف و نهی از منکر نکنم پس فلسفه امر به معروف و نهی از منکر که در اسلام آمده است، چیست؟
در ضمن عموماً در موردی تذکر میدهیم که در آن مورد خودمان عامل آن معروف هستیم اما نمیگوییم که ما هیچ گناه دیگری نداریم مثلاً ممکن است شما گرفتار گناه بدقولی یا غیبت کردن باشی اما حجاب را رعایت میکنی به فردی که حجاب ندارد تذکر میدهی گناهی که خود عمداً مرتکب آن نمی شوی حالا فرد دیگری که ممکن است مثلاً گرفتار گناه دروغ گفتن باشد به شما که بدقول هستی یا غیبت میکنی تذکر میدهد. این تذکرها باعث رشد و تعالی افراد و جامعه انسانی میشود.
مثال: اگر یه دکتر خودش مریض باشه، باز هم وظیفهش این است که به بیماران دیگر کمک کند. همینطور ما هم باید در عین حال که به فکر اصلاح خودمان هستیم، به دیگران هم کمک کنیم.
پاسخ شماره ۲- ( تذکر دادن به معنی قضاوت کردن نیست)
بعضیها فکر میکنن تذکر دادن یعنی قضاوت کردن یا خود رو برتر دا نستن است .این درحالی است که ما درباره خوب و بد بودن شخصیت کلی افراد قضاوت نمیکنیم و اصلاً نه در جایگاهی هستیم که بگوییم ما از آنها بهتریم یا آنها بدتر از ما هستند و نه شرعاً و اخلاقاً این اجازه را داریم ما تنها وظیفه داریم فرد را از انجام آن کار «گناه نهی کنیم. ازطرفی هم باید دقت داشت که تذکر دادن با نیت خیرخواهانه و دلسوزی،با تذکر با حالت خود برتری باید متفاوت باشد . ما میتوانیم با مهربانی و احترام به دیگران تذکر بدهیم و یادآوری کنیم که حجاب یک دستور الهی است و برای سعادت خودشان مهم است .
مثال: وقتی به کسی میگویم “مواظب باش زمین نخوری”، این به معنی قضاوت کردن نیست، بلکه به معنی دلسوزی و کمک به اوست. تذکر دینی هم میتواند همینطور باشد.
پاسخ شماره ۳– ( مسئولیتپذیری در قبال جامعه)
ما به عنوان بخشی از جامعه، مسئولیت داریم که به دیگران کمک کنیم تا به راه درست هدایت بشن. این مسئولیتپذیری فقط محدود به خودمون نیست، بلکه شامل همهی اعضای جامعه میشه. اگر ما نسبت به بیحجابی یا هر مسئلهی دیگری بیتفاوت باشیم، در واقع داریم از زیر بار مسئولیت اجتماعی و دینی شانه خالی میکنیم.
مثال: اگر در جامعهای جرم یا بیعدالتی رو ببینیم و سکوت کنیم، آیا این سکوت درست است؟ همینطور بیتفاوتی نسبت به مسائل دینی هم میتواند مشکلساز باشد.
پاسخ شماره ۴- ( تذکر دادن به معنی اصلاح جامعه)
تذکر دادن به دیگران نه تنها برای خود افراد مفید است ، بلکه برای کل جامعه هم خوب است . وقتی ما به کسی تذکر میدهیم، در واقع داریم به اصلاح جامعه کمک میکنیم. این کار باعث میشود ارزشهای دینی و اخلاقی در جامعه تقویت شود و افراد بیشتری به سمت خوبیها هدایت شوند.
مثال: اگر همه نسبت به بیحجابی بیتفاوت باشن، ممکنه این رفتار به مرور زمان عادیسازی بشه و تأثیر منفی روی جامعه بذاره. اما اگر ما مسئولیتپذیر باشیم و به دیگران تذکر بدیم، میتونیم جلوی این روند رو بگیریم.
پاسخ شماره ۵- ( تذکر دادن یه وظیفهی دینیه)
در دین اسلام، امر به معروف و نهی از منکر یه وظیفهی مهمه. این وظیفه به ما یادآوری میکنه که نباید نسبت به اشتباهات دیگران بیتفاوت باشیم. حتی اگر خودمون کامل نباشیم، باز هم باید در حد توانمون به دیگران کمک کنیم.
آیه قرآن:
“وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ”
(سوره آل عمران، آیه ۱۰۴)
ترجمه: “و باید از میان شما گروهی باشند که به خیر دعوت کنند و به معروف امر و از منکر نهی کنند و آنان همان رستگارانند
پاسخ شماره ۶- ( اصلاح خود و دیگران با هم)
این درست است که ما باید اول به فکر اصلاح خودمان باشیم، اما این به معنی بیتفاوتی نسبت به دیگران نیست. مسلم است که اگر ما خودمان عامل باشیم تأثیر امر و نهی مان بیشتر خواهد بود ولی صرف عامل نبودن تکلیف را ساقط نمیکند.
ما میتوانیم همزمان هم خودمان رو اصلاح کنیم و هم به دیگران کمک کنیم. این دو کار با هم منافاتی ندارند.
مثال: یک معلم ممکن است خودش هم در حال یادگیری باشد، اما این به معنی این نیست که نباید به دانشآموزانش درس بدهد
بنابراین ما به عنوان مسلمان و عضو جامعه، وظیفه داریم هم خودمان رو اصلاح کنیم و هم در حد توان به دیگران کمک کنیم. تذکر دادن با نیت خیرخواهانه و روش درست، نه تنها قضاوت کردن نیست، بلکه یک عمل دلسوزانه و مسئولانه است که میتواند به اصلاح جامعه کمک کند.