الانسان حريص على مامنع
مخالفین حجاب، برای مخالفت و ایجاد شک و شبهه در این دستور الهی ،معمولا از مقدماتی استفاده میکنند که در نگاه اول مورد قبول مخاطب است اما با مغالطه و یا سوء استفاده از ظواهر آیات و روایات تقطیع شده ، شبهه خود را منطقی جلوه می دهند .
یکی از این شبهات، استناد به حدیثی از پیامبر صلیاللهعلیهوآله) است که می فرماید” الانسان حریص علی ما منع منه ” [۱] است یعنی” انسان به آن چه از آن منع شود، طمع می ورزد” .این شبهه با عبارتهای متفاوت در هر دوره در جامعه مطرح می شود:
“تأكید بر مسئله حجاب در جامعه، حساسیتها را نسبت به مسائل جنسی افزایش میدهد ” – ” رعایت حجاب، بیشتر مرد را کنجکاو و تحریک میکند” – ” حجاب باعث می شود که حرص مردان نسبت به زنان بیشتر شود” – ” چرا نباید مثل غرب حجاب نداشته باشیم تا مردان چشم و دل سیر شده و پس از مدتی برای مردان جامعه عادی و حساسیت جنسی از بین میرود” – “چون در جامعه ما حجاب وجود دارد، مردان با دیدن کوچکترین جلوه ای از زنان تحت تأثیر قرار می گیرند و این مسأله سبب شده که خود زنان هم در سختی رعایت حجاب باشند ” – “ حجاب و پوشیدگی زن باعث افزایش عطش جنسی در مردان شده و بر اشتياق ها و التهاب ها مردان میافزايد” – “حالیکه با آزاد بودن بی حجابی اگرچه ممکن است در ابتدا عده ای عقده گشایی کنند، اما بعد از مدتی هم زنان و هم مردان برای هم عادی می شوند و جامعه به یک ثبات و آرامش خواهد رسید.”
منشأ وریشه این شبهه
عمده این شبهات و بهانه ها ، خواسته یا ناخواسته از برخی نظریهپردازان غربی همچون فروید و راسل نشات گرفته و در جامعه اسلامی ما رسوخ نموده است.آنها میگوید که نباید جلوی غریزه جنسی را گرفت. برتراند راسل در کتاب جهانی که من می شناسم می گوید [۲] : اثر معمولی تحریم ، عبارت از تحریک حس کنجکاوی عمومی است. او در جایی دیگر می گوید : اگر پخش عكس های منافی عفت مجاز بشود، پس از مدتی مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند كرد، [۳]
راسل در جایی دیگر می گوید: «اگر برهنگی مد روز می شد مسلماً مردان از دیدن بدن برهنه یک زن دچار تحریک نمی شدند! چرا پدران و مادران اصرار دارند که عورت خود را از فرزندان بپوشانند! این اصرار، خود سبب تحریک حس کنجکاوی آنها می گردد. بنابراین من بهتر می دانم که آنان عورت خود را مرتب به بچه ها نشان بدهند تا آنان از کودکی همه چیز را بشناسند. فرض کنید چاپ و نشر عکسهای عریان، آزاد و فراوان بشود، در این صورت مشاهده می شود که این اوراق برای یکی دو سال مورد استقبال قرار می گیرد ولی به تدریج مردم از آن خسته می شوند و دیگر کسی حتی یک لحظه به آنها نگاه نمی کند»[۴]
اشتباه فروید و امثال او در اینست كه پنداشتهاند تنها راه آرام كردن غرایز، ارضاء و اشباع بی حد و حصر آنها است. اینها فقط متوجه محدودیت ها و ممنوعیت ها و عواقب سوء آنها شدهاند و مدعی هستند كه قید و ممنوعیت، غریزه را عاصی و منحرف و سركش و نا آرام میسازد[۵]
با بیان این مقدمات به پاسخ به این شیهه می پردازیم :
پاسخ شماره ۱-
اینکه مىگویند: «الْانْسانُ حَریصٌ عَلى ما مُنعَ مِنْهُ» مطلب صحیحى است ولى نیازمند به توضیح است. انسان به چیزى حرص مىورزد که هم از آن ممنوع شود و هم بهسوى آن تحریک شود؛ به اصطلاح تمناى چیزى را در وجود شخصى بیدار کنند و آن گاه او را ممنوع سازند. اما اگر امرى اصلاً عرضه نشود یا کمتر عرضه شود، حرص و وَلَع هم نسبت بدان کمتر خواهد بود..[۶] حجاب اگر همانگونه که خواستهی اسلام است، رعایت شود، موجب حریص شدن مردان و نامحرمان نمیشود.. بتابراین زن اگر پوشش الهی را رعایت کند و رفتارهایش نیز چنان باشد که باعث طمعِ هوسبازان نشود، دیگر چیزی توجه مرد را جلب نخواهد کرد تا برای دیدن آن به حرص و وَلَع بیفتد.[۷]
پاسخ شماره ۲-
حرصی که در حدیث «الانسان حریص علی ما منع» آمده است، از یک حالت درونی انسان خبر می دهد، که ریشه در خواسته های نفسانی و غرایز سرکش وسیری ناپذیر او دارد و باید با تقوای درونی مهار شود، نه اینکه تجویزی باشد بر خواسته های دلخواه انسان .
پاسخ شماره ۳-
شهید مطّهری نیز ضمن اشاره به واقعیت خواهشهای نفسانی در بیان راه حل آن میگوید: «به عقیده ما برای آرامش غریزه، دو چیز لازم است: یکی ارضای غریزه در حدّ حاجت طبیعی و دیگر جلوگیری از تهییج و تحریک آن» .[۸]
پاسخ شماره ۴-
آنطور که از معنی شبهه برداشت می شود نباید کسی را از امری باز داشت چون کنجکاو تر می شود. این در حالی است که اگر این سخن را با نص قرآن مقایسه کنیم متوجه می شویم که قرآن در آیات زیادی مردم را از انجام بعضی امور منع می فرماید مثلاً اگر خداوند متعال انسان ها را از دزدی منع نماید مردم بیشتر به سراغ دزدی می روند پس در قرآن هم باید از چیزی منع نکند چون مردم حریص تر می شوند .لذا نباید چنین دستوری صادر نمایدو این خود نشانگر این است که این سخن با آیات قرآن هم خوانی ندارد .
علاوه بر این نیز هشدارهای عقلی که در قوانین بشری همچون راهنمایی و رانندگی به کار گرفته شده و یا منع هایی که از سوی پزشکان صورت می پذیرد، بااین شبهه همخوانی نخواهند داشت. مثلا در جاده ها تابلوی سقوط از پرتگاه نصب نشود چون مردم حریص شده و خود را به پرتگاه خواهند انداخت و همچنین نباید با ، نصب چراغ قرمز محدودیت ایجاد کرد زیرا رانندگان به تخلف حریصتر میشوند .و یا پزشکان بیماران خود را به آنچه بر بیماری آنها ضرر دارد پرهیز ندهند چون نسبت به آن حریص شده و به سراغ آن می روند. چنین برداشتی را هیچ تفکر الهی وحتی تفکر بشری قبول ندارد وحتی در قوانینی که منشأ آسمانی نداره و زاییده تفکر بشر می باشد چنین چیزی یافت نمی شود. چون آزادی مطلق یعنی عین بی قانونی، عین هرج و مرج که عقل آن را نمی پذیرد. پس اگر بپذیریم که منع حرص می آورد، بایدتمام قوانین را باید لغو کنیم
پاسخ شماره ۵-
بسیاری به اشتباه می پندارند راه عادی سازی نگاه مرد به زنان، کم پوششی وبرهنگی زنان است و نگاه مرد به مواضع ناپوشیده زن حرص او را از بین می برد! غافل از این که قضیه کاملا برعکس است و مرد با نگاه به مواضع ناپوشیده به حد خاصی قانع نمی شود، بلکه تشنه صحنه جدید و تصویری جدیدتر از برهنگی زن می شود.
تشدید چنین حالتی موجب به خطر افتادن امنیت اخلاقی وشعله ور کردن هیجانات جنسی در جامعه می شود و این درست مثل این است که خواسته باشیم تشنه ای را با خوراندن آب شور درمان کنیم. اگر ادعای این افراد درست بود، وضعیت جوامع غربی باید آن را تایید میکرد. و این در حالی است که تعداد مراكز فساد و فحشا و سايتهای مستهجن که روز به روز در حال افزایش هستند، چیز دیگری میگویند…
پاسخ شماره ۶-
باید توجه داشت که ممنوعیت ها و محدودیت ها اگر با شناخت و معرفت باشد و انسان حکمت آنها را بداند، هیچ دلیلی ندارد که انسان نسبت به حرص خود کنترل نداشته باشد بلکه با حاکم بودن عقل راه حرص و کنجکاوی بسته می شود. کسی که می داند سم چیست یا فلان ماده شیمیایی چه اثر مخربی بر بدن انسان می گذارد، نسبت به خوردن آن هیچ گاه حرص نمی ورزد و حتی تصور یک بار تجربه آن را نیز نمی کند؛ چون می داند این تجربه برای او گران تمام می شود.
درباره محدودیت روابط زن و مرد نامحرم نیز وضع به همین گونه است. اگر کسی بداند که نگاه به نامحرم و رابطه نامشروع با او گناه است و مانند سم کشنده ، اثر نامطلوبی بر فرد ، خانواده و جامعه دارد و آنها را آلوده می کند، بهطور طبیعی سعی می کند از این گونه روابط ناسالم و بی حساب بپرهیزد
پاسخ شماره ۷-
باید به این نکته توجه داشت که شهوت جنسی، یکی از قویترین گرایشهای انسان است. غریزهٔ جنسی، بسیار قوی و طوفانصفت است. و همیشه آمادهٔ اشتعال و فوران است. در نتیجه، این پیشفرض که با جلوهگری بیقید و بند زنان، مردان چشم و دل سیر شده و نسبت به مسائل جنسی، حساسیت کمتری نشان میدهند، پیشفرضی نادرست است. بلکه به عکس؛ هر چه شهوت جنسی، بیشتر تحریک شود، مانند آتشی که به او هیزم بیشتری بدهید، شعلهورتر میشود. در حقیقت غریزه جنسی سیریناپذیر است. این ویژگی بارز و طبیعی غریزهٔ جنسی میباشد. به هر صورت واقعیت چنین است که هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمیشود . غریزه جنسی از این نظر تا حدودی شبیه به اعتیاد است. ممکن است کسی تصور کند برای ریشه کن کردن اعتیاد باید مواد مخدر را به مقدار زیاد، در دسترس معتادان قرار داد. این فرضیه ظاهراً عاقلانه به نظر می رسد، اما در عمل نتیجه اش این خواهد شد که معتاد در اثر مصرف زیاد حساسیت خود را نسبت به مواد مخدر از دست می دهد و مقادیر زیاد برای او عادی می شود و برای نئشه شدن مقدار زیادتری طلب خواهد کرد و آن مقدار زیادتر نیز پس از چندی عادی می شود و دوباره مقداری باز هم بیش تر لازم می آید و این افزون طلبی تا آن جا ادامه پیدا می کند که بالاخره معتاد جان خود را از دست می دهد. [۹]
پاسخ شماره ۸-
عادی شدن بیحجابی و از بین رفتن حساسیت مردان نسبت به برهنگی زنان آثار بسیار شومی در روابط جنسی همسران به جای می گذارد. آنچه در این فرایند اتفاق می افتد از بین رفتن حساسیت نسبت به همسر از یک سو و شعلهور شدن آتش تنوعطلبی روانی از سوی دیگر است.. مسلما سردی روابط عاطفی به سست شدن بنیانهای زندگی مشترک میانجامد این مسأله موجودیت خانواده را دچار مخاطرههای جدی کرده است. علت این سردی جنسی و در پی آن سردی عاطفی، حضور انبوه کالاهای جنسی در کوچه و خیابان است. واین چیزی است که بنیان خانواده ها را به شدت تهدید خواهد کرد
پاسخ شماره ۹ –
از دیگر پیامدهای پذیرش چنین دیدگاهی بالا رفتن آستانه رضایتمندی مردان در مسائل جنسی است .وقتی جاذبه های زن برای مرد عادی شود آستانه رضایتمندی جنسی بالاتر خواهد رفت . در گذشته های نچندان دور، یک مرد با دیدن فقط دست های همسرش تحریک می شد و جاذبه های زن برایش آنقدر زیاد بود که با یک رابطه ی عادی به رضایت می رسید، ولی امروزه وضعیت به گونه ای است که مردان حتی با دیدن بدن برهنه زن نیز نه تنها تحریک نمی شوند و جاذبه های جنسی زنان و حتی همسر خود شان برای آنان عادی شده اما غریزه آنان به همان قوت و بلکه شدیدتر وجود خواهد داشت و دیگر از داشتن رابطه با جنس مخالف لذت نمی برند، و به دنبال ارضاء غریزه به روش های متنوع تری خواهند بود،
به تعبیر دیگر هر چه فضای جامعه بازتر شود، سطح تحریک پذیری بالاتر می آید و در نتیجه آستانه رضایتمندی جنسی نیز بالاتر میآید، یعنی در چنین جامعه ای یک مرد با دیدن بخشی از زیبایی های همسرش تحریک نمی شود، بلکه باید یک سطح بالاتری را ببینید تا تحریک شود. با بالاتر رفتن آستانه رضایت مندی جنسی در جوامع، مرد به همسر خود قانع نمی شود یا خواهان اشکال دیگر روابط جنسی می شود که خارج از حدود شرعی، عقلی و انسانی است. غریزه جنسی به گونهای است که اگر زیاد به او جذابیت جنسی نشان داده شود، این مرحله از تحریک برای او عادی میشود و آستانه تحریکپذیری او بالا میرود و دیگر به این راحتی تحریک نخواهد شد ومرحله بالاتری از جذابیت و جلوهگری لازم است تا تحریک صورت بگیرد و حال آنچه که بیحجابی زنان در عرصهٔ اجتماع به ارمغان میآورد، بالا رفتن آستانهٔ تحریک جنسی هست یعنی چون در خیابان یک زنی را با زیبایی بیشتر و جذابیت جنسی بالا دیده است و کمکم برای او عادی شده است اگر مشابه آن را در منزل ببیند تحریک نمیشود و باید بالاترش را ببیند. اما اگر مرد در جامعه چشمش را کنترل کند و زنانی هم نباشند که توجه مردان را جلب کنند آستانهٔ تحریک پایین میماند و با اندک جذابیت، بیشترین لذت نصیب زوجین میشود. در حالی که علنی بودن و در دسترس بودن دائمی جلوههای شهوانی و جنسی متنوع، علاوه بر تحریک دائمی مردان و سلبِ تعادلِ روانی و تحلیل قوای فکری، بدنی و اقتصادی، موجب میشود تا جنسِ مخالف، دیگر آن طراوت، لذت و کشش خاصِ خود را از دست بدهد. ازاینرو به ناچار، بر افروختن شهوت جنسی و کسبِ رضایتمندیِ جنسی، رو به شراب و رقص و مجلس گناه پیدا کند و برای ارضای خود هم از طرق مختلف مانند: خودآزاری، همجنس بازی و ارتباط جنسی با غیر انسان، رو میآورند. که کانون خانواده، کرامت و شرافت انسانی در میان این افراد به شدت آسیب دیده است. پس هرگز جامعه با بیحجابی و جلوهگری زنان از التهاب و تلاطم مصون نمیماند.
[۱] – ابن طاووس، علی بن موسی، مهج الدعوات و منهج العبادات، ۱جلد، دار الذخائر – قم، چاپ: اول، ۱۴۱۱ق، ص۱۲۲.«
[۲] – کتاب جهانی که من می شناسم صفحه ۶۹ و ۷۰ ( ترجمه فارسی ) ”
[۳] – مطهری، مرتضی، مسأله ی حجاب، قم، انتشارات صدرا، چاپ چهل و دوم، ۱۳۷۴
[۴] – راسل، برتراند، زناشویی و اخلاق، ترجمه مهدی افشار، بخش هشتم، ص ۱۳۵ و ۱۳۶ و جهانی که من می شناسم، صص ۶۹ و ۷۰
[۵] – شهید مطهری
[۶] – مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۹، ص۴۶۱٫
[۷] – بخش فرهنگی دفتر حضرت آیت الله فاضل لنکرانی (ره)، پرسمان حجابشناسی، ص۶۹٫
[۸] – مطهری، مرتضی، مسأله ی حجاب، قم، انتشارات صدرا، چاپ چهل و دوم، ۱۳۷۴، ص ۱۱۳ و ۱۱۴٫
[۹] – هدایتخواه، ستار، زیوز عفاف، مشهد، معاونت پژوهشی اداره کل آموزش و پرورش خراسان، ۱۳۷۵ ش، دوم، صص ۲۲۱- ۲۲۳.