مخالفان حجاب با انگیزه های مختلف ، با قانون پوشش در محیط های عمومی مخالفت می کنند . برخی ازآنها با ادبیات دینی وارد شده و قسمتی از آیه۲۵۶ سوره مبارکه بقره “لا اکراه فی الدین ” را دست آویز خود قرار داده اند . بدفهمی نسبت به معنا و مقصود صحیح و دقیق آن موجب ایجاد این سؤال و شبهه شده است. این شبهه از جمله شبهاتی است که برخی از افراد به ظاهر مذهبی نیز آنرا بیان می کنند ، آنها یا بدلیل عدم آگاهی و یا فرار از انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر ،از طرح این شبهه حمایت می کنند . دسته ی دیگرهم افرادی هستند که اعتقادی به دین ندارند ، ولی این شبهه را بهانه ای برای مخالفت با پوشش در محیط های عمومی قرار دا ده اند و آنرا با عبارتهای مختلفی بیان می کنند که به برخی از انها اشاره می کنیم :
- مگر قرآن نمی گوید ” لا اکراه فی الدین ” هیچ اجباری در دین نیست . پس چرا شما اصرار دارید که زنان را باحجاب کنید
- حجاب و دخالت در پوشش افراد مخالف آزادی است و با «لااکراه فی الدین» نمی سازد
- اجبار در حوزه قوانین و دستورات الهی نمی گنجدو مردم ازاد و مجاز هستند هر اعتقادی داشته باشند
- در دین اجباری نیست؛ بنابراین به هر یک از بخشهای دین که تمایل داشتیم ملتزم میشویم و به هر یک از بخشها که تمایلی نداریم ملتزم نمیشویم
- برخی به حجاب اعتقادی ندارند و نمی خواهند با حجاب باشند .همان قرآنی که شما قبول دارید می گوید هیچ اجباری در دین نیست پس چرا شما اصرار برحجاب دارید.
- شما از قرآن بهتر می فهمید ؟ در قرآن آمده مردم را به دینداری مجبور نکنید ولی شما فکر میکنید از قرآن بهتر می فهمید و حجاب را واجب می کنید
با ذکر این مقدمه پاسخ های را به این شبهه بیان می کنیم:
پاسخ ۱ –
باید دقت شود که اگر چه آیه مبارکه به «اجباری در دین نیست ترجمه میشود) و این معنا صحیح هم هست، اما هر دو واژهی «اکراه» و «اجبار» عربی است. پس اگر ارادهی خداوند بر این تعلق میگرفت که در گرایش به دین و انجام اوامر الهی هیچ اجباری نباشد، میفرمود: «لا اجبار فیالدین»! ولی فرمود: «لا اکراه فیالدین» یعنی اکراهی در دین وجود ندارد. و معنای اکراه بسیار وسیعتر از اجبار است. هر چند که «اجبار» را نیز حمل میکند.
واژهي «اكراه» يعني چيزي كه نزد انسان ناخوشایند باشد و شاید از آن جهت در مورد اجبار نیز به کار میرود که انسان از «اجبار» و کار اجباری که قبولش ندارد، خوشش نمیآید.
پس، از این بخش آیهی مبارکه قبل از آن که معنای اجبار را اخذ کنیم، میفهمیم که در دین خدا هیچ مطلب یا دستوری که فطرت و عقل انسان آن را نپسندد و نسبت به آن اکراه داشته باشد، وجود ندارد و به همین دلیل هم «دین» اجباری نیست.
اما در خصوص حمل واژه به معنای «اجبار» نیز باید دقت شود که فرمود: «اجباری در دین نیست». چرا که دین یک مسئلهی اعتقادی و قلبی است و هیچ انسانی نمیتواند با جبر و زور اعتقادی را بر دیگری القاء نماید. لذا دین اجباری نفی میشود. چنین دینی نه واقعاً دین است و نه مقبول میافتد. و اگر دقت شود در اسلام [تشیع] قید شده است که «اصول دین» تحقیقی است و تقلید در اصول جایز نیست. یعنی انسان باید با عقل و قلب بدان برسد نه با تقلید از دیگران.
پاسخ ۲ –
اگر معنای این بخش از آیهی مبارکه این بود که در دین هیچ اجباری نیست و اجبار در حوزه قوانین الهی نیست و مردم آزاد و مجازند که هر اعتقادی داشته باشند و هر کاری دلشان میخواهد انجام دهند، حدود و تعذیرات و مجازاتی که در قرآن آمده بیهوده خواهند یود و دیگر خداوند متعال نه تنها پیامبر، کتاب و احکامی ارسال و انزال نمینمود، بلکه بهشت و جهنمی نیز نمیآفرید و آن وقت تازه این سؤال مطرح میشد که اصلاً نتیجهی این آفرینش و سفر به دنیا و گذر از آن چیست؟
پاسخ ۳ –
اگر می خواهید بگویید به حكم “لا اكراه في الدين” اجباری در پوشش نیست پس پاسخ شما به آیات صریح وجوب حجاب در قرآن چیست .] . سورهی نور، آیهی ۳۱ )( سورهی احزاب، آیهی ۵۹). اینکه در چندین آیه صریحا بفرماید حجاب واجب است و به ادعای شما بفرماید اجباری در دین و احکام نیست و هر کسی هر کاری می خواهد بکند ، چگونه قابل جمع است .
پاسخ ۴-
اینکه به استناد ” لا اکراه فی الدین” حجاب واجب و پوشش در جامعه واجب نباشد ، در تضاد کامل با روایات هم می باشد . مسئله «حجاب» که یکی از اساسی ترین مسائل وواجبات دینی است و به عنوان یکی از ضروریات دین به حساب می آید را چگونه پاسخ باید داد در احادیث نیز بر اهمیت حجاب تاکید شده و ترک آن از نشانههای مردم آخرالزمان بیان شده است. یکی از اصحاب امیرمومنان میگوید شنیدم که حضرت میفرمود: «در آخرالزمان و نزديك شدن زمان موعود (قيامت يا زمان ظهور حضرت مهدى(عليهالسّلام)) كه بدترين زمانهاست (چون جهان از ظلم و ستم پر شود) زنانى ظاهر مىشوند بىحجاب و عريان بيرون آمده خودنمائى مىكنند، از دين خارج مىشوند(به احكام دين توجهى ندارند) در فتنهها (آشوبها يا محافل عيش و شهوت) داخل مىشوند و شهوترانى روى مىآورند و به لذات جوییها شتابانند، حرامهاى الهى را حلال مىكنند و در جهنم هميشه خواهند ماند».[]. من لا یحضره الفقیه، کتاب النکاح (المذموم من اخلاق النساء و صفاتهن)، حدیث ۵٫ متن حدیث: «روی الأصبغ بن نباته عن اميرالمؤمنين (عليه السلام) قال: سمعته یقول: يظهر في آخر الزمان واقتراب الساعة -و هو شر الازمنة- نسوة كاشفات عاريات، متبرجات من الدين، داخلات في الفتن، مائلات الي الشهوات، مسرعات الي اللذّات، مستحلات للمحرّمات، في جهنم خالدات»
پاسخ ۵-
« لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ »در انتخاب دین، هیچ اکراهی وجود ندارد. یعنی هر کسی آزاد است که در دین خدا باشد یا در دین شیاطین انس و جنّ.آیه ی « لا إِکْراهَ فِی الدِّین » بیانگر این نیست که خدا هر دینی را می پذیرد ، بلکه بیان می کند که امور اعتقادی اساساً قابل اجبار نیستند ، نه اینکه اجبار ممکن است ولی اسلام حکم به اجبار نمی کند. چون اعتقاد، امر قلبی است و امر قلبی را نمی توان با اجبار پدید آورد. نمی توان با تهدید و کتک زدن کسی را وادار کرد که کسی را دوست داشته باشد ؛ یا از کسی متنفر شود. چون این امور ، مربوط به قلبند. بله می توان کسی را با زور و تهدید واردار نمود که در زبان اظهار محبّت به کسی کند یا به وجود خدا اقرار نماید یا به ظاهر نماز بخواند ، ولی هیچگاه نمی توان او را به زور وادار نمود که در قلب نیز به آن شخص محبّت داشته باشد یا وجود خدا را بپذیرد یا به نیت قربه الی الله نماز بخواند. بلکه بر عکس ، . بنابراین «عقیده» قابل تحمیل نیست؛ ولى این محدوده غیر از محدوده احکام است.
. در حیطه «عقیده» اجبار راهى ندارد؛ ولى در حیطه عمل، آنچه که به نظم عمومی جامعه مربوط می شود رفتارهای اجتماعی تحت نظارت و کنترل در آمده و احیانا با آن برخورد می شود. چنان که در تمامی جوامع قوانین و مقرراتی وضع می شود و همگان ملزم به رعایت آن می باشند
پاسخ ۶-
اینکه در پذیرش دین اجباری نیست معنی اش این نیست که خدا قانون علّت و معلولی را هم از جهان برداشته است. اگر کسی دست روی آتش گرفت می سوزد ؛ به همین صورت اگر کسی مال حرام خورد ، حقیقت و باطن مال حرام که آتشی غیر مادّی است او را از درون خواهد سوزاند. خدا کسی را جهنّم نمی برد ، او تنها عاقبت طبیعی اعتقادات و خلقیات و اعمال را با ارسال انبیاء و کتب آسمانی خبر می دهد. آنگاه هر کسی آزاد است که هر راهی را خواست برود ؛ چه راهی که منتهی به بهشت می شود و چه راهی که منتهی به جهنّم می شود. محال است که کسی از شهر قم به طرف تهران برود و از اصفهان سر در آورد. راه طبیعی بهشت و جهنّم نیز مشخّص است و هیچ اکراهی در گزینش آنها نیست.لذا فرمود: « إِنَّا هَدَیناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُورا ـــــ ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد(و پذیرا گردد) یا ناسپاسی کند.» (الإنسان:۳)
پاسخ ۷ –
حتما درخصوص این آیه شریفه زیاد شنیدهاید، اما معنایی که از این آیه مشهود است، دقیق نیست. این آیه شریفه به معنی عدموجود اجبار و اکراه در پذیرش دین است. اما وقتی کسی وارد یک دین شد، رعایت قوانین آن برای او لازم است و نمیتواند بخشی از آن را انتخاب کرده و بخش دیگر را رها کند. از طرف دیگر احـکام اسلامی دو جنبه دارند، جنبه فردی و جنبه اجتماعی. حجاب هم مانند دیگر واجبات دینی بر همه مسلمانان واجب است، اما اجباری در اجرای آن در حـوزه فردی وجود ندارد. مثلا اگر کسی در خانه خود یا میهمانی خصوصی، در جلوی نامحـرم، حجاب نداشته باشد گناه کرده است، اما کسی از او بازخواست نمیکند. مانند کسی که واجب مهمی مانند نماز را ترک کند. اما درجایی که امور جنبه اجتماعی پیدا میکند وضع فرق میکند، زیرا کارهای ما فقط بهخود ما مربوط نمیشود و روی دیگران و جامعه هم اثر میگذارد.
پاسخ ۸–
همانگونه که بیان شد دلالت آيه در مورد اكراه در دين است نه در مورد احكام ديني. اگر شخصي بدون اجبار به دين اسلام مشرف گرديد يا قبول كرد كه در يك جامعه اسلامي زندگي كند بايستي به لوازم اين انتخاب اختياري گردن نهد. پذیرش یک آیین یا ورود در یک سازمان اختیاری است، ولی هیچ آیین و سازمانی بدون قانون نیست، حتی اگر قوانینش مورد پذیرش ما نباشد. پس از ورود به سازمان باید مطابق قوانینش رفتار کرد و این مطابق عقلانیت است.
.قرآن كريم چنين اشخاصي كه به بعضي احكام ايمان و اعتقاد دارند و بعضي را قبول ندارند به شدت توبيخ مي كند و از آنان به عنوان كافر ياد نموده و وعده عذابي سخت و همراه با توهين به آنان داده است۱۵۱و۱۵۰ النساء سر اين كه چنين اشخاصي به عذاب مهين(يعني عذابي كه با اهانت و توهين همراه است.) وعده داده شده اند آن است كه اين افراد با وجود اعتقاد و ايمان به اسلام، به بعضي از احكام و مقررات آن ايمان نياوردند و به نوعي به حكمت و علم خالق و آورنده دين توهين نمودند. به عبارت ديگر مفهوم ايمان به اسلام و عدم پذيرش بعضي از احكام آن است كه ما خدا و رسول او را قبول داريم لكن نعوذ بالله به علم و حكمت آن ها در مورد بعضي از احكام مانند حجاب شك داريم و ان را نمي پذيريم. چنين تلقي نوعي كفر به خدا و رسول او و از بالاترين درجات توهين به ساحت خداوند و رسول اوست لذا كيفر آن هم از نوع كيفر هاي خفت بار و موهن مي باشد.
پاسخ۹-
قوانین دین به دو بخش کلی تقسیم می شوند یک دسته قوانینی هستند که جنبه فردی و شخصی دارند مانند نماز ، روزه و… دسته دیگر قوانینی هستند که تنها به جنبه فردی محدود نبوده بلکه دارای جنبه اجتماعی نیز هستند مانند امر به معروف و نهی از منکر و … اسلام در رعایت قوانینی که جنبه فردی وشخصی دارند هیچگونه اجبار و اکراهی ندارد به عنوان مثال هر فرد در خواندن و یا نخواندن نماز آزاد است و کسی او را مجبور به خواندن نماز نمی کند اما آن دسته ازقوانین دین که جنبه اجتماعی دارند ، ، مورد الزام دین می باشد مانند جلوگیری از قتل و جنایت ومفاسد اخلاقی و اجتماعی و… گاهی برخی از رفتارها و اعمال انسان در یک صورت جنبه فردی دارند و در صورت دیگر جنبه اجتماعی پیدا می کنند که در این صورت تا آنجا که جنبه خصوصی و فردی دارد مورد الزام و اجبار نبوده اما آنگاه که به عرصه عمومی و اجتماعی راه پیدا نماید ، مورد الزام و اجبار خواهد بود مانند روزه خواری ، شرابخواری و…که تا زمانی که در حیطه فردی باشد ، الزام و اجباری در آن نیست ، اما آنگاه که جنبه عمومی پیدا کند و در ملأ عام انجام شود ، مورد الزام و اجبار خواهد بود . در مورد حجاب نیز الزام و اجبار نسبت به رعایت آن ، از آنجاست که محدود به حوزه فردی نبوده و جنبه اجتماعی دارد و رعایت نکردن آن ، پیامدهای منفی و مخربی را برای کانون خانواده و جامعه به همراه داشته و زمینه ساز مشکلات و مفاسد زیادی در جامعه خواهد شد .از این رو اسلام اجازه نمی دهد که برخی به بهانه آزادی خود ، حریم جامعه را آلوده ساخته و زمینه ساز بسیاری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی شوند . – / داوود مهدوی زادگان /مطالعات راهبردی زنان ۱۳۸۶ شماره ۳۶پژوهشی در الزام حکومتی حکم حجاب
پاسخ ۱۰
– نکتهی مهم دیگری که برای فهم بهتر منظور آیهی کریمه باید بدان دقت نمود، ترفند دشمنان در نیمه خواندن آیه و حکم بر اساس آن است(؟!) در صورتی که این آیه ادامهای دارد که هم علت اجباری نبودن دین را توضیح میدهد و هم نتیجهی اعتقاد و عمل به دین مؤمنان را که عکساش برای کفار ثابت است بیان مینماید. آیه چنین است:
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ (البقره – ۲۵۶)در دين هيچ اجبارى نيست. (چرا که راه) هدايت از گمراهى مشخص شده است. پس هر كس كه به طاغوت كفر ورزد و به خداى ايمان آورد، به چنان رشته استوارى چنگ زده كه هیچگاه گسسته نگردد. خدا شنوا و داناست.
پس اگر گفته شد: «در خودداری از قاچاق مواد مخدر اجباری نیست، اما اگر کسی مرتکب این جرم شد اعدام میشود»، آیا کسی میگوید که ما آزاد و مجازیم تا قاچاق کنیم؟!
جوابهای خوبی بود