مخالفان «حجاب» در رویکردی جدید با شیوهی شبهپراکنی ، موج تخریب و هجمهی همه جانبهی خود را به این واجب الهی داشته و با تفرقه افکنی وارد میدان شده اند.پیرامون موضوع حجاب و پوشش زنان مسائل مختلفی طرح میشود. از این میان، چگونگی مواجهه حکومت با موضوع حجاب، مسأله مهم و بحثبرانگیزی است. یکی از شبهاتی که چند سال است آن را به شیوههای گوناگون مطرح میسازند، شبههی «حجاب اجباری» است
“حجاب اجباری” شبهه ای است که با عبارتهای مختلفی بیان شده است . که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم :
- مگر می شود کسی را وادار به حجاب کرد ؟
- جمهوری اسلامی با حجاب زنان چکار دارد ؟
- چرا حجاب باید در اسلام اجباری باشد در حالی که در قران بیان شده که هیچ اجباری در دین نیست ؟
- برخی به حجاب اعتقاد ندارند و نمی خواهند حجاب داشته باشند .
- به چه دلیل مساله شخصی حجاب را حکومتی می کنید
- آیا حکومت میتواند زنان را ملزم به رعایت حجاب نماید؟
- آیا توجیهی از سوی حکومت برای الزام مردم به حفظ پوشش متصور است؟
- چرا بخاطر گناه نکردن مرد ، زن را مجبور به حجاب میکنید
- در اصل دین اجبار نیست چطور در فرعش اجبار باشد؟
- قانون حجاب یک امر فرهنگی است، که ما میخواهیم به وسیله جبر قانونی، آن را در جامعه فراگیرش کنیم
- تحمیل و اجبار، سبب مقاومت درونی می شود و اجبار، عنصر مقاومت را در آدمی بیدار می کند و این باعث می شود در برابر حجاب اجباری واکنش منفی نشان دهند
- در زمان پیامبر (ص) و معصومین ، اجباری در حجاب نبوده است .
- درهیج جای قرآن حجاب نیامده است وحجاب دستاویزی برای اعمال خشونت از طرف حکومت است.
- مساله حجاب کاملا شخصی و فردی است و حکومت نمی توتند در آن دخالت کند .
- اجبار در حجاب باعث حریص تر شدن مردان می شود و این مشکل را بیشتر خواهد کرد .
- شما با اجبار کردن حجاب شخصیتی برای زنان قائل نیستید و به زنان توهین میکنید .
- شما با حجاب اجباری به مردان هم توهین می کنید وآنها را بی ارزش و حقیر تصور می کنید که با دیدن زنان بد حجاب ، نمی توتنند خودشان را کنترل کنند و رفتار حیوانی خواهند داشت .
قبل از ورود به پاسخ های گوناگون به این شبهه ، لازم است توجه ویژه ای به یکسری مقدمات داشته باشیم :
مقدمه ۱-
تفاوت پوشش با حجاب : چهکسی گفته که ما در کشور حجاب اجباری داریم؟ حجاب تعریف مشخصی دارد، حجاب ( بانوان) یعنـی پوشیدن تمام بدن بجز گردی صورت و دستان تا مچ، ، یعنـی یـک تار مـوی یـک زن نبایـد بیرون باشد، مچ دستش و ساعد دست نباید دیده شود، به نظر شما آیا کسی که مقداری از موی او دیده می شود آیا پلیس او را میگیرد؟! بنابراین در کشـور مـا حجـاب اجبـاری نیسـت بلکـه پوشـش اجبـاری اسـت. بیـن حجـاب اجبـاری و پوشـش اجبـاری تفـاوت زیـادی وجـود دارد. در تمـام دنیـا پوشـش اجبـاری اسـت . البته با توجه به فرهنگها و قوانین هر کشوری مقدار پوشش متفاوت است .هیچ کشوری را نمییابید که اجازه دهند خانمها در خیابان، مدرسه و دانشگاه بدون هیچ پوششی راه بروند.
مقدمه ۲-
شیطنت دشمن و مخالفین حجاب درچگونگی طرح شبهه : به کار بردن تعبیر حجاب اجباری و فضاسازی منفی درباره حجاب اسلامی ، یکی از نقشههای شوم دشمن در جهت تضعیف باورها و اعتقادات مذهبی مردان و زنان مسلمان ایران است با بیان عبارت ” حجاب اجباری “بار منفی کلمه اجبار در دورهای که شعار آزادی مهمترین محور ارزشگذاریها شده، باعث میشود تا از اسلام چهرهای خشن ارائه گردد.
مقدمه ۳-
کلمه اجبار نوعی دافعه دارد، چون معنایی مثل سلب اختیار، سلب آزادی و اراده در آن نهفته است . باید توجه داشت که با گذاشتن برچسبی به نام «اجبار»، هر قانونی را میتوان در نظر عموم مذموم جلوه داد . این در حالی است که به کار بردن کلمه “اجبار” در مسئله حجاب، از سوی برخی در داخل کشور و ترویج قانونستیزی و نفرتپراکنی به بهانه دفاع از آزادی، ترفندی از سوی دشمن است.
مقدمه ۴-
مطرح کردن مسئله به این نحو که آیا اسلام طرفدار حجاب اجباری است؟ باعث میشود تا هر پاسخی که داده شود منجر به شکست دیدگاه اسلام، در قبال حکم حجاب اسلامی گردد. چون اگر گفتید “نیست”، یکی از واجبات اسلام را که مورد اتفاق شیعه و سنی است انکار کردهاید؛ و اگر هم گفتید “هست”متهم به اجبار و زور درقبول دستورات اسلام شده واز اسلام چهرهای خشن ارائه میگردد.
مقدمه ۵-
مخالفین حجاب با زیرکی، عبارتی را به عنوان شبهه انتخاب کرده و با ژست حق بجانب راحتر به اهداف شوم خود برسند. بنابراین سوال از اينکه آيا با حجاب اجباري موافقيد يا مخالف سوال بي جائي است؛ زيرا اجبار در اينجا به معناي پايبندي و اصرار بر اجراي قانون الهی و اجتماعی و قانونی است و مخالفت با اجراي قانون، در همه جوامع ناپسند محسوب می شود.
طرح پرسش صحیح باید اینگونه باشد ” آيا حجاب در اسلام واجب است ؟” ، “نظر اسلام درمورد حجاب بانوان چیست؟”، ” اصل حجاب خوب است يا بد؟”، ” قانوني بودن حجاب وجه عقلي يا سند شرعي دارد يا نه؟”-
با بیان این مقدمات ، پاسخ این شبهه و شبهات مشابه آنرا بیان می کنیم
پاسخ ۱-
لازم است به این نکته توجه داشت که دستور حجاب و پوشش شرعی برای بانوان مربوط به حضور زن در اجتماع وجامعه ودر حوزه حریم عمومی است و «حجاب» در حوزه حریم خصوصی ، موضوع الزام نیست .
از آنجا که جامعه ایران ، مسلمان بوده و قوانین هم با توجه به مبانی اسلامی تهیه شده است بنابراین الزام رعایت حجاب در جامعه اسلامی یکی از قوانین اجتماعی محسوب می شود و مشابه هر قانون دیگر لازم الاجراست . و اگر الزام در رعایت قوانین نباشد هیچ قانونی قابلیت به تحقق در آمدن نخواهد داشت بنابراین اگر حجاب بر اساس مباني و خاستگاه قوانين حکومت موجود، خوب بود وتبدیل به قانون شد ، ديگر منطقی نیست بحث شود که الزام به آن خوب است يا نه؟ زیرا اگر قانون است پس لاجرم الزام و اجبار همراه آن خواه بود
حجاب چه تفاوتی با دیگر قوانین مثلا قوانین راهنمایی و رانندگی دارد؟ مثلا هرکسی بگوید مگر بهزور میشود پشت چراغقرمز ایستاد؟ من دلم میخواهد همیشه از چراغقرمز عبور کنم. یا حتی در مورد همین قوانین پوشش، یک آقا بگوید من میخواهم بدون پیراهن در خیابانها راه بروم و بهزور نمیشود پیراهن تن کسی کرد. اگر این منطق در همه ابعاد زندگی جاری شود، بهنظر شما زندگی اجتماعی ما چه وضعی پیدا میکند؟
-پاسخ ۲-
بهنظر شـما چـرا جمهـوری اسـلامی بایـد روی حجـاب پافشـاری کنـد و بـرای آن اینقدر توهیـن بشـنود و هزینـه بدهـد؟ آیا راحتتر نیست که پوشش و سایر محدودیتها در روابط را آزاد کند و اجازه دهـد مـردم در ایـن لذتهای مـادی غـرق شـوند و دیگـر کاری بـه حکومـت نداشـته باشـند؟ تمـام نظامهای سیاسـی دنیـا نفـع خود را در ایـن میبینند کـه مـردم و بهخصوص جوانـان در سـرگرمی و لذتهای جنسـی غـرق باشـند و در عـوض خودشان بـه حکومت خود ادامه دهند؛ اتفاقی که در کشورهای غربی ر خ داده است. جمهوری اسلامی نیز اگر صرفا حفظ قدرت و حکومت برایش مهم باشد، راحتترین کار همین است! اما ازآنجاییکه کرامت انسانی و رشد استعدادهای انسان برای جمهوری اسلامی مهـم اسـت، روی ایـن اصـل ایسـتاده اسـت و بـرای آن هزینـه میدهد و شـهید تقدیـم میکند. برای روشن شدن اهمیت این اقدام، کافی است به سند زیر دقت کنید:
در سال ۲۰۰۱، شاهزاده بندر بن سلطان، سفیر عربستان سعودی در واشنگتن، در گفتوگویی کـه بـا نیویورکتایمز انجـام میدهد، دربـاره مقایسه عربسـتان امـروز و ایران زمان شاه میگوید دهه ۱۹۶۰، شـاه ایـران تعـدادی نامه محرمانـه بـه ملـک فیصل پادشاه عربستان نوشت. وی در یکی از آنها نوشته بود: برادرم! از تو خواهش میکنم دسـت بـه مدرنیزاسـیون بـزن. درهـای کشـور خود را بـاز کـن. آموزشگاههای مختلـط پسـران و دختـران را بـاز بگـذار. دیسـکو برگـزار کـن. مـدرن بـاش، وگرنـه تضمیـن نمیکنم کـه بتوانـی تاجوتخت خودت را نگهداری» یعنی همین کاری که امروز بن سلمان در عربستان انجام میدهد.کنسرتهای مختلط و انواع برنامههای آزاد برای جوانان برگزار میکند تا دیگر کسی به اقدامات جنایتکارانه او مانند حمله به یمن یا اعدام بیش از ۸۰ جوان معترض در یک روز و یا قتل شیعیان توجه نکند.
پاسخ ۳-
مغرضین با استفاده از لفظ “اجبار” سعی دارند باالقاء بار منفی این کلمه ، به هدف شیطانی خود که بی احترامی به دستور خدا و قانون جامعه اسلامی است ، زنان جامعه اسلامی را از کمال انسانی دور کنند .در همه دنیا اینگونه است که همه باید در مقابل قانون مطیع باشند. همه قوانین اجتماعی ، اجباری هستند ،چرا فقط درمورد حجاب از این لفظ استفاده می شود ؟ در فرانسه با کسی که جلوی در خانه اش گوسغند قربانی کند برخورد می کنند و کسی اعتراض نمی کند. کسانی که خانه درست می کنند موظف هستند که نمای بیرونی خانه را با چارچوبهای مشخص شهری هماهنگ کند واگر کسی هر طور که دوست داشت نمای بیرون خانه را درست کند ، حتما با او برخورد می شود .و استدلالشان هم این است که نمای بیرون خانه به همه شهروندان مربوط است .دقیقا حجاب هم در جامعه اسلامی ایران همینگونه است .
پاسخ ۴-
اگر منظور از اجبار در رعایت «حجاب» در حوزهی قوانین اجتماعی باشد، ۲ پرسش اساسی پیش میآید. پرسش نخست، آن است که آیا «حجاب» مسئلهای در حوزهی حریم خصوصی است یا در حوزهی حریم عمومی؟ دوم آنکه آیا در جامعهی اسلامی الزام به رعایت «حجاب» باید به صورت «قانون» وضع گردد یا خیر؟ زمانی که بحث از الزام رعایت حجاب به عنوان یکی از قوانین اجتماعی در جامعه مطرح میشود، کلمهی «اجبار» به عنوان یکی از ضمانتهای اجرای آن مشابه هر قانون دیگر به شمار رفته و بار منفی خود را از دست میدهد. چه بسا که اگر مبحث «اجبار» از همهی قوانین اجتماعی کنار گذاشته شود، هیچ قانونی قابلیت به تحقق در آمدن نخواهد داشت . زمانی که بحث از الزام رعایت حجاب به عنوان یکی از قوانین اجتماعی در جامعه مطرح میشود، کلمهی «اجبار» به عنوان یکی از ضمانتهای اجرای آن مشابه هر قانون دیگر به شمار رفته و بار منفی خود را از دست میدهد. چه بسا که اگر مبحث «اجبار» از همهی قوانین اجتماعی کنار گذاشته شود، هیچ قانونی قابلیت به تحقق در آمدن و اجرا شدن نخواهد داشت و هر کس بر اساس مصالح و منافع شخصی دست به انتخاب قوانین الزامآور میزند. مسلم است که در جامعهای این چنینی باید مفهوم «نظم» و «قانون» به فراموشی سپرده شود. بحث الزام و اجبار در اجراي قانون، امري بديهي و معقول است چرا که نپذيرفتن آن به معناي حذف ضمانت اجراي قانون است و قانوني که ضمانت اجرا نداشته باشد نتيجتا با بي قانوني و هرج و مرج تفاوتي ندارد.
پاسخ ۵-
کلیه نظام هاى فکرى، براى خود نظامى اجتماعى را نیز طراحى مى کنند. در نظام هاى اجتماعى، اکراه و اجبار از ابزارهاى پیش بینى شده در کلیه نظام ها است؛ یعنى، در هر نظامى در مقوله هاى اجتماعى و حقوقى آن، جبر قانونى وجود دارد و بدون آن، جامعه قابل اداره و کنترل نیست. نظام هاى قضایى و نیروهاى انتظامى در همه نظام ها، امرى مقبول و معقول هستند. بنابراین بایستى محدوده عقیده را از محدوده عمل و حقوق جدا کرد. با این تفاوت که در برخی جوامع، تنها به رفاه عمومی و آسایش جسمی افراد جامعه توجه دارند و هر چه که اختلال در آسایش بدنی باشد، خلاف قانون شمرده می شود ولی در جامعه اسلامی افزون بر آسایش بدنی به حفظ ارزش های معنوی نیز توجه شده است و آنچه تأثیر سویی بر معنویت افراد جامعه دارد، خلاف قانون شمرده می شود. از جمله اموری که پی آمدهای ناخوشایندی در زندگی اجتماعی افراد دارد منکرات است. به همین جهت شارع مقدس، برای دور نگه داشتن جامعه از پی آمدهای سوء آنها امر به معروف و نهی از منکر را در سطح جامعه واجب کرده است
اما ! وقتی بااختیار وحکم عقل وفطرت دین اسلام حق شناخته شد وازطرف عــقـــل و قــلـب به عنوان دین الهی حق پذیرفته شد دیگرباید به لوازم این عقیده پایبند بود.
پاسخ ۶-
در هر جامعه سالم و متمدني مجموعه قوانيني حاکم مي شود که به تناسب باور ها و عقائد افراد يا نخبگان آن جامعه، خاستگاه وضع آن قوانين متفاوت است؛ مثلا در يک جامعه قوانين کشور بر پايه نظام و انديشه ليبرالي بنا مي شود و در جامعه ديگر بر پايه نظام و انديشه سوسياليستي. ، بحث الزام و اجبار در اجراي قانون، امري بديهي و معقول است چرا که نپذيرفتن آن به معناي حذف ضمانت اجراي قانون است و قانوني که ضمانت اجرا نداشته باشد نتيجتا با بي قانوني و هرج و مرج تفاوتي ندارد. حال اگر خاستگاه قوانين جامعه اي، نظام و انديشه اسلامي باشد قلمرو آن همان قلمرو احکام و شریعت اسلامی است. .بنابراین، حاکم اسلامی هرگز نمیتواند نسبت به واجبات و محرمات الهی از جمله وجوب رعایت پوشش اسلامی، بیتفاوت باشد. اگر زن مسلمانی مایل به رعایت حجاب اسلامی نباشد، حاکم اسلامی از هر دو جنبة مقدمیت و ذیالمقدمه بودن میتواند او را به رعایت حجاب اسلامی ملزم نماید؛ زیرا از سویی عدم رعایت حجاب اسلامی اسباب ناامنی برای خود وی خواهد شد، مانند الزام حکومت به بستن کمربند ایمنی به هنگام رانندگی که مانع از وقوع حوادث ناگوار برای راننده میشود و از سوی دیگر عدم رعایت حجاب اسلامی زمینة سوء برای سایر زنان مسلمان محجبه خواهد شد، زیرا با رواج این امر از سوی زنانی که به این ساحت شخصیتی خود اهمیت نمیدهند، زمینه عادی شدن تعرض و هتک حرمت به زنان عفیفة محجبه فراهم میشود. افراد شرور مزاحم در چنین وضعیتی هیچ فرقی میان زنان با حجاب و بیحجاب نمیگذارند. پس، از باب رفع این وضعیت و تأمین شرایط امن برای زن مسلمان، الزام زنان غیرمقید به رعایت حجاب اسلامی ضرورت دارد. ممکن است رانندهای برای حفظ جان خود از خطر اهمیت ندهد؛ ولی این بیتوجهی میتواند برای دیگران خطرساز باشد. پس از باب تأمین امنیت جانی دیگران، باید فرد خاطی را ملزم به بستن کمربند ایمنی کرد.. پژوهشی در الزام حکومتی حکم حجاب/ داوود مهدوی زادگان /مطالعات راهبردی زنان ۱۳۸۶ شماره ۳۶ پس مبنای پذیرش الزامات حکومت اسلامی، حق حاکمیت الهی و اجرای حدود و قوانین اسلامی در جامعه است. در حقیقت دین اسلام از اول آزادی را مشروط به عدم مخالفت با قوانین الهی اعلام کرده است بنابراین حجاب از دو جهت میتواند متعلق الزام حکومت اسلامی وامري معقول بلکه لازم واقع شود؛ یکی از آن جهت که حجاب از جمله تکالیف شرعی و اجتماعی است و دیگری در راستای اداره امور جامعه و نظام سیاسی اسلام بر مبنای مصالح و منافعی که بر آن مترتب است؛ حکومت اسلامی میتواند حجاب را متعلق الزام قرار دهد.و بر اين اساس قوانين آن کشور تنظيم و تصويب شود، از لحاظ ضمانت اجرا، و الزام و اجبار در اجراي آن، با ساير قوانين تفاوتي ندارد، و اِعمال ابزار اجبار در اجراي اين قوانين نيز امري بديهي و معقول خواهد بود.
اگر بحث حجاب را در اين مرحله نگاه کنيم که بعنوان يک قانون در حکومت اسلامي تصويب و ابلاغ شده است، اجبار در اجراي آن است
پاسخ ۷–
قوانین دین به دو بخش کلی تقسیم می شوند یک دسته قوانینی هستند که جنبه فردی و شخصی دارند مانند نماز ، روزه و… دسته دیگر قوانینی هستند که تنها به جنبه فردی محدود نبوده بلکه دارای جنبه اجتماعی نیز هستند مانند امر به معروف و نهی از منکر و … اسلام در رعایت قوانینی که جنبه فردی وشخصی دارند هیچگونه اجبار و اکراهی ندارد به عنوان مثال هر فرد در خواندن و یا نخواندن نماز آزاد است و کسی او را مجبور به خواندن نماز نمی کند اما آن دسته ازقوانین دین که جنبه اجتماعی دارند ، ، مورد الزام دین می باشد مانند جلوگیری از قتل و جنایت ومفاسد اخلاقی و اجتماعی و… گاهی برخی از رفتارها و اعمال انسان در یک صورت جنبه فردی دارند و در صورت دیگر جنبه اجتماعی پیدا می کنند که در این صورت تا آنجا که جنبه خصوصی و فردی دارد مورد الزام و اجبار نبوده اما آنگاه که به عرصه عمومی و اجتماعی راه پیدا نماید ، مورد الزام و اجبار خواهد بود مانند روزه خواری ، شرابخواری و…که تا زمانی که در حیطه فردی باشد ، الزام و اجباری در آن نیست ، اما آنگاه که جنبه عمومی پیدا کند و در ملأ عام انجام شود ، مورد الزام و اجبار خواهد بود . در مورد حجاب نیز الزام و اجبار نسبت به رعایت آن ، از آنجاست که محدود به حوزه فردی نبوده و جنبه اجتماعی دارد و رعایت نکردن آن ، پیامدهای منفی و مخربی را برای کانون خانواده و جامعه به همراه داشته و زمینه ساز مشکلات و مفاسد زیادی در جامعه خواهد شد .از این رو اسلام اجازه نمی دهد که برخی به بهانه آزادی خود ، حریم جامعه را آلوده ساخته و زمینه ساز بسیاری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی شوند . پژوهشی در الزام حکومتی حکم حجاب/ داوود مهدوی زادگان /مطالعات راهبردی زنان ۱۳۸۶ شماره۳۶ – همین مسئله را می توان در قالب مثالی بیان کرد. دستورات پزشک برای بیمار دو نوع است یکسری دستورات فردی است که مربوط به خود بیمار است و متعلّق به حریم خصوصی او است،و یک سری هم دستورات عمومی است که مربوط به همه ی مردم و محیط عمومی است.در دسته اول اگر شخص بیمار توصیه ها و تجویزهای پزشک را رعایت نکند و بگوید من دارو نمی خورم تا بمیرم ، پزشک و اطرافیان او تا حدودی او را راهنمائی و ارشاد می کنند ، و در نهایت ممکن است او به دور از چشم پزشک و دیگران دارو را نخورد، یا کار خطرناکی نسبت به سلامتی فردی خود انجام دهد، که در این مورد حکومت و پزشک حق تجسّس در زندگی فردی او راندارند.
اما اگر همین شخص به دستورات عمومی توجه نکند و بخواهد محیط جامعه را آلوده به میکروب کند قطعاً توسط مسئولین بهداشت از آن جلوگیری می شود، مثلاً اگر کسی بخواهد در آب یا غذای عمومی آلودگی ایجاد کند ، یقیناً از او جلوگیری می کنند،
پاسخ ۸-
کسانی که معتقدند حجاب باید اختیاری باشد که هرکس هرطور تمایل داشت به خیابان بیاید احتمالا حاضر نیستند عواقب این حرف شان را بپذیرند. اگر حجاب محدودیت نداشته باشد، آنگاه نباید انتظار داشته باشند خانواده به سبک شرقی و اسلامی اش حریم و حرمت داشته باشد. رها سازی جامعه و اباحه گری روی دیگرش روابط نامشروع زن و مرد و بهم خوردن کانون خانواده است .بی حجابی یک زنجیره است که روی دیگرش ابزار شدن زن در جامعه برای شهوت مردان است آنچنان که امروز در غرب شاهد آن هستیم . این افراد باید قبول کنند در چنین جامعه ای فرزندان در معرض اسیب های جنسی قرار بگیرند. آنها باید قبول کنند که باید با اعتماد همسران به یکدیگرو گرمی کانون خانواده باید خداحافظی کرد.
پاسخ ۹- (الزام حجاب از منظر نوروبیولوژی)
«نوروبیولوژی»، علم پیچیده ای است که کارکرد مغز و سیستم های عصبی در انسان و دیگر حیوانات را مورد مطالعه قرار می دهد.
برای بحث پیرامون موضوع عفاف و حجاب از این منظر دکتر اختری از اساتید نوروبیولوژیست میگوید که باید به این نکته توجه کرد که مغز از طریق حواس ظاهری، چه ورودیهایی دریافت میکند و پس از آن در مغز چه اتفاقاتی میافتد. در مغز، مراکز مهمی تحت تأثیر تحریکات و هیجانات جنسی قرار می گیرند که از مهمترین آنها می توان به مرکز هیجانات (آمیگدالا)، مرکز تصمیمگیری و قضاوت (پری فرونتال) و مرکز تشکیل حافظه (هیپوکمپ) اشاره نمود. کل عملکرد مغز تحت تأثیر فعالیت این مراکز است و رفتارهایی که از فرد بروز مییابد در واقع برآیند عملکرد این مراکز می باشد.
یعنی رفتارها و اقدامات تحریک آمیز انجام ندهد. مشخصا ورودیهای بینایی، بویایی و لامسه بیشترین نقش را در این بخش دارند و چون ورودیهای بینایی بیشترین ورودیهای حسی هستند، که بین ۶۵ تا ۸۰ درصد از ورودیهای انسان را تشکیل میدهند، اهمیت بیشتری نیز در این بحث دارند.
مسئله عفاف و حجاب دارای دو جنبه است؛ یکی اینکه شخص چه اقداماتی را انجام دهد که ورودی های تحریک جنســی را دریافت نکند و دیگر اینکه چــه اقداماتی را انجام دهد که از ایجاد محرکهای جنسی جلوگیری کند،
اساس هر رفتار به تغییر در فعالیت سیستم عصبی بستگی دارد و فعالیت سیستم عصبی تحت تاثیر عوامل محیطی و ژنتیکی قرار می گیرد. تحقیقات نشان داده اند که مسیر هایی مرتبط با هیجان در انسان به میزان زیادی به صورت وابسته به جنس با تحریکات بینایی مرتبط هستند. بدین معنا که ارتباط قوی بین سیگنال های بینایی و بخش های مرکزی آمیگدالا در آقایان بسیار قوی و در خانم ها ضعیف تر است. همچنین بخش میانی آمیگدالا که دارای تعداد زیادی گیرنده های مربوط به هورمون های جنسی مردانه است، در آقایان بزرگتر از خانم ها است. این واقعیات همراه با تحقیقات Neuro Imaging که نشان می دهند که در هنگام تماشای صحنه های هیجانی فعالیت آمیگدال به خصوص آمیگدال در سمت چپ در آقایان به شدت افزایش می یابد، بیان می کند که تماشای صحنه های هیجانی در آقایان می تواند باعث انحراف فکری آنها گردد.
لازم به توضیح است که فعالیت زیاد آمیگدالا باعث کاهش فعالیت هیپوکامپ از یک سو و کاهش فعالیت قشر پیش پیشانی (پری فرونتال ) از سوی دیگر می گردد. بدین معنی که توان استتنتاج و نتیجه گیری با مراجعه به حافظه های قبلی در فرد مختل شده و به جای آن توان استتنتاج و نتیجه گیری بر اساس تحریکات هیجانی جایگزین می گردد. به همین دلیل استفاده از تحریکات جنسی (تصاویر مهیج) ، محرکات بویایی مهیج یا حتی استفاده از زنان به عنوان طعمه های جنسی برای کارهای جاسوسی و غیره آنها بسیار رایج است. در سطح عمومی جامعه همین تحریکات می توانند موجب بروز هیجان جنسی در جامعه شده و به همین دلیل عدم وجود تحریکات گفته شده فوق یک راه کار مناسب و عملی برای کاهش این قبیل تصمیمات و هیجانات می باشد. به نظر می رسد که پوشش مناسب یک راه کار مقابله با بروز هیجانات جنسی (ناشی از فعالیت زیاد آمیگدال است) و میتواند به کمک آید تا بانوان علاوه بر حضور در جامعه از کرامت و امنیت روانی نیز برخوردار باشند.
در این جا باید پرسید آیا حکومتی که میبایست رعایت سلامت، رفاه و مصالح جامعه را در نظر داشته باشد و زمینهساز معروف و مانع منکر بوده و از واجبات اولیه تشکیل حکومت اقامه عدل و داد و برپا داشتن نماز و امر به معروف است میتواند نسبت به زمینهسازی تزلزل اجتماعی بیتفاوت باشد و یا نسبت به آثار علمی و عملی روابط ناسالم مسئول نباشد.
آیا این مطالبه حق مردم نیست که برای تحقق حکومت اسلامی قیام کردهاند خواستار جامعهای باشند که روابط اجتماعی حاکی از عفاف و حیا و کرامت و عزت زن و مرد بوده و امنیت حضور اجتماعی زنان تضمین شود.
آیا نباید الزاماتی نسبت به عدم استفاده ابزاری از وجود زن تعیین شود؟ و آیا به فرموده قرآن زن در جامعه مطلوب نباید به گونهای حضور یابد که به عفاف شناخته شود و مورد آزار قرار نگیرد «ذلک ادنی این یعرفن فلا یؤذین»؟ و آیا متن قرآن که با لفظ «ولیضربن بخمرهن» به حفظ حدود حجاب امر الزامی کرده است مقبول نیست؟
بنابراین حکومت اسلامی نمیتواند نسبت به مصالح جامعه و سلامت روابط زن و مرد بیتفاوت باشد.